به گزارش گروه اقتصادی روزنامه نوبنیاد؛ هرچند با بازسازی تأسیسات و استفاده از ظرفیتهای جایگزین، بخش مهمی از توان ازدسترفته بازیابی شده، اما واقعیت این است که زمستان پیش رو هنوز زمستان مدیریت مصرف است؛ زمستانی که اگر درست مدیریت نشود، فشار آن از شبکه گاز به نیروگاهها، صنایع و درگاهها، صنایع و در روزمره منتقل میشود.
حتی پیش از آسیبهای جنگ، ایران با ناترازی گاز روبهرو بود؛ یعنی در فصل سرد، تقاضای گاز از توان عرضه بیشتر میشد. در چنین وضعی، چون اولویت سیاستگذار و اپراتور شبکه «تأمین گاز خانگی و تجاری» است، بخشهایی مثل نیروگاهها و صنایع در صف محدودیت قرار میگیرند. این محدودیتها فقط یک خبر فنی نیستند؛ اثرشان در کاهش تولید، اختلال زنجیره تأمین، افت رشد اقتصادی و حتی تهدید پایداری برق نمایان میشود. بنابراین ناترازی گاز، یک پرونده صرفاً انرژی نیست؛ پروندهای اقتصادی-اجتماعی است که هر زمستان دوباره باز میشود. در جریان آسیبهای واردشده به تأسیسات گازی، حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت تولید و فرآورش گاز کشور تحتتأثیر قرار گرفت. با بازسازی پالایشگاههای آسیبدیده و استفاده از ظرفیت فازها و پالایشگاههای دیگر، حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب از این ظرفیت دوباره به مدار بازگشته است؛ یعنی تقریباً نزدیک به نیمی از ظرفیت آسیبدیده احیا شده. با این حال، بنا بر توضیح وزیر نفت، کسری بیش از ۱۲۰ میلیون مترمکعبی همچنان پابرجاست و به ناترازی امسال اضافه میشود. حتی اگر تولید و فرآورش حداکثری هم انجام شود، شبکه با حاشیه اطمینان بزرگی وارد زمستان نمیشود؛ بنابراین هر موج سرمایی میتواند توازن را بههم بزند و تصمیمهای سخت تخصیص گاز را فعال کند؛ تصمیمهایی که معمولاً به کاهش گاز صنایع و اتکا بیشتر نیروگاهها به سوخت مایع منجر میشود.
وقتی مصرف خانگی شبکه را میبلعد
نمونه روشن فشار زمستانی، دادههای اوج مصرف زمستان گذشته است. اول بهمن ۱۴۰۴ مصرف گاز در بخشهای خانگی، تجاری و صنایع جزء به ۷۲۶ میلیون مترمکعب در روز رسید؛ رقمی معادل حدود ۸۳ درصد از ۸۷۵ میلیون مترمکعب گاز تزریقشده به شبکه. دوم بهمن نیز این مصرف به ۷۳۷ میلیون مترمکعب افزایش یافت و سهم این بخشها از گاز تزریقشده به حدود ۸۵ درصد رسید؛ این یعنی در روزهای اوج سرما، حتی وقتی تزریق گاز بالاست، بخش خانگی و تجاری میتواند تقریباً همه ظرفیت شبکه را جذب کند. در چنین شرایطی، مسأله فقط قطع نشدن گاز خانهها نیست؛ مسأله این است که برای نیروگاهها و صنایع چه میماند؟ همینجاست که محدودیت صنایع بهعنوان نخستین گزینه مدیریت شبکه مطرح میشود؛ اقدامی که از منظر پایداری شبکه قابل فهم است، اما از منظر تولید و اشتغال پرهزینه است.
زنجیره ناترازیها چگونه به هم وصل میشوند؟
وقتی گاز نیروگاهها کم میشود، کشور ناچار است برای جلوگیری از خاموشی برق، روی سوخت مایع حساب کند. وزیر نفت از افزایش ذخایر سوخت مایع نیروگاهها خبر داده تا در صورت کاهش تحویل گاز در زمستان، اختلالی در تولید برق رخ ندهد. همچنین برای صنایع نیز با افزایش ذخیرهسازی نفتکوره و گازوئیل هماهنگیهایی انجام شده تا در اوج سرما، کمبود گاز با سوخت جایگزین پوشش داده شود. اما این نسخه، درمان نیست؛ بیشتر شبیه «ضربهگیر» است. چون بحران گاز را حذف نمیکند، فقط محل بروز آن را تغییر میدهد: از شبکه گاز به لجستیک سوخت، هزینههای اقتصادی و پیامدهای زیستمحیطی (بهویژه در مصرف نفتکوره). به بیان دیگر، اگر هر زمستان موفق شویم خاموشی ندهیم ولی با مصرف گسترده سوخت مایع و محدودیت صنایع، هزینه را در جای دیگری پرداخت کنیم، ناترازی همچنان پابرجاست و فقط مدیریت شده، نه حل.
چرا ناترازی با افزایش تولید حل نمیشود؟
نکته کلیدی همینجاست؛ همانطور که مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران تصریح کرده، موضوع فقط تولید و فروش گاز نیست. اگر گاز تولید و عرضه شود اما در مصرف، اتلاف و الگوی غیربهینه ادامه داشته باشد، مسئله اصلی حل نمیشود. به همین دلیل، مسیرهای جدیدی مانند استفاده از ظرفیت شرکتهای کارور و ایجاد گواهی صرفهجویی مطرح شده است؛ حتی نمونه مشخصی هم ارائه شده: تخصیص پنج میلیون مترمکعبی گواهی صرفهجویی برای یک طرح بهینهسازی در استان یزد و آغاز امکان معامله رسمی این گواهیها در بورس انرژی. این ابزارها یعنی صرفهجویی میتواند از توصیه اخلاقی به سازوکار اقتصادی قابل سنجش تبدیل شود.
در ادبیات عمومی، صرفهجویی معمولاً به معنای کممصرف کردن برای کاهش قبض تعبیر میشود. اما در زمستان ناترازی، صرفهجویی خانگی معنای راهبردی دارد؛ هر مترمکعب گازی که در خانهها و ساختمانها از مصرف غیرضروری کم شود، میتواند به نیروگاهها و صنایع برسد؛ یعنی پشتوانه تولید، اشتغال و پایداری برق. از همین زاویه است که آمادگی تولید هم اهمیت پیدا میکند. مدیرعامل شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی از آمادگی پالایشگاهها برای فرآورش حداکثری و پایدار خبر داده و گفته تعمیرات اساسی در شش پالایشگاه مطابق برنامه انجام شده است. اما سمت عرضه هرچقدر هم آماده باشد، اگر سمت تقاضا در روزهای سرد کنترل نشود، سهم گاز نیروگاه و صنعت باز هم قربانی جهش مصرف خانگی میشود.
مدیریت مصرف فقط برای مردم نیست
تکیه صرف بر رفتار خانوارها کافی نیست. بخش قابل توجهی از مصرف، نتیجه «کمبازده بودن» ساختمانها، موتورخانههای فرسوده، تجهیزات غیربهینه و اتلاف در شبکه است. راهکارهای مهمی که بدون کاهش سطح رفاه میتواند مصرف را پایین بیاورد عبارتند از اصلاح و تنظیم موتورخانهها (تنظیم مشعل، کنترل دما، سرویس دورهای)، عایقکاری ساختمانها و کاهش پرت حرارتی، تنظیم دمای وسایل گرمایشی به جای گرمایش بیش از نیاز، استفاده از تجهیزات پربازده و کاهش مصرف غیرضروری، کاهش اتلاف در شبکه و بهبود بهرهوری در فرآیندهای صنعتی. هدف از صرفهجویی نباید سردتر شدن خانهها باشد؛ هدف باید کاهش اتلاف و افزایش بهرهوری باشد
نگرانی درباره زمستان فقط در دولت مطرح نیست. محمد رستمی عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس میگوید: تکمیل ذخایر سوخت نیروگاهها در حال پیگیری است و مدیریت مصرف باید پیش از اوج مصرف طراحی شود؛ همچنین دولت باید گفتوگویی شفاف و مستمر با مردم داشته باشد. از نگاه او، محدودیت انرژی مستقیماً تولید را نشانه میرود و تجربه محدودیت برق در تابستان گذشته نشان داد تکرار این وضعیت در زمستان (این بار بهدلیل گاز) میتواند تولید و رشد اقتصادی را تحت فشار قرار دهد. جمعبندی او روشن است: تأمین برق و گاز بخش تولید باید در اولویت قرار گیرد و در کنار آن از ظرفیت همراهی مردم برای مدیریت مصرف استفاده شود.
سوخت مایع؛ ضربهگیر زمستان
یکی از مهمترین اقدامات برای مدیریت زمستان امسال، افزایش ذخایر سوخت مایع نیروگاههاست. وزارت نفت اعلام کرده است که در صورت کاهش تحویل گاز به نیروگاهها، گازوئیل و نفتکوره میتوانند بخشی از سوخت مورد نیاز آنها را تأمین کنند. این اقدام از منظر مدیریت بحران اهمیت دارد. اگر گاز در روزهای بسیار سرد به دلیل افزایش مصرف خانگی و تجاری محدود شود، امکان استفاده از سوخت جایگزین میتواند از اختلال در تولید برق جلوگیری کند؛ اما اینجا یک تفاوت مهم وجود دارد: ذخیره سوخت مایع، ناترازی گاز را حل نمیکند؛ بلکه اثر آن را مدیریت میکند. اگر نیروگاه به جای گاز از گازوئیل یا نفتکوره استفاده کند، کمبود گاز برای مدتی از شبکه برق دور نگه داشته میشود، اما هزینه دیگری به اقتصاد انرژی تحمیل خواهد شد. حمل و ذخیرهسازی سوخت، هزینه عملیاتی نیروگاهها و پیامدهای زیستمحیطی، بهویژه در مورد نفتکوره، بخشی از این هزینه است.