سخنان اخیر ولادیمیر پوتین در نشست سالانه باشگاه والدای، یک هشدار تاریخی درباره هزینه اعتماد به غرب است. هزینه اعتمادی که خوب است برخی جریانها و مسئولان داخلی که همچنان با سابقه آمریکا و اروپا پیش از انقلاب، پس از انقلاب و اخیراً نیز در برجام، مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه و همچنین اسلامآباد درک نکردهاند، چشمان خود را باز کنند و متوجه شوند.
پوتین با بازخوانی تجربه شوروی و روسیه پس از فروپاشی، از اعتماد کورکورانه به شرکای غربی و اتکا به توافقهای جوانمردانه سخن گفت و تصریح کرد که رهبران شوروی میخواستند مورد پذیرش غرب قرار بگیرند، اما غرب در پی بازطراحی جهان مطابق منافع خود بود.
این بخش از سخنان پوتین، اتفاقاً برای آن دسته از غربزدگان ایرانی که هنوز نسخه همه مشکلات کشور را در مذاکره با آمریکا و رسیدن به توافق با واشنگتن جستوجو میکنند، قابل تأمل است.
مسئله این نیست که مذاکره ذاتاً بد است؛ مسئله این است که مذاکره با چه کسی، از چه موضعی و با چه تضمینی؟
تجربهای که پوتین از آن سخن میگوید نشان میدهد اگر یک کشور تمام محاسبات راهبردی خود را بر اعتماد به نیت قدرت مقابل بنا کند، توافق روی کاغذ، مانع از اجرای پروژههای بعدی طرف مقابل برای ضربه زدن و بدعهدی نخواهد شد.
روسیه، به روایت پوتین، سالها تلاش کرد خود را در ساختار غرب ادغام کند اما در نهایت، غرب نهتنها به دنبال منزوی کردن روسیه رفت، بلکه پروژه تجزیه و تضعیف آن را نیز دنبال کرد.
او همچنین گفت وعدههای مربوط به عدم گسترش ناتو به شرق عملی نشد و پس از فروپاشی شوروی، موازنهای که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفته بود، تضعیف شد.
از سوی دیگر، پوتین در همان سخنرانی تأکید کرد که جهان در حال عبور از هژمونی غرب است و قدرتهای غربی ناگزیر خواهند شد واقعیت جهان چندقطبی و نقش اکثریت جهانی را بپذیرند.
مؤید این صحبت پوتین، جنگ آمریکا با ایران است؛ جنگی که منجر شد تا افول و انزوای آمریکا و همچنین حرکت جهان به سوی چندقطبی شدن را تقویت کند و سرعت ببخشد.
حتی باشگاه والدای در تحلیلی درباره بحران خلیج فارس تصریح کرده که جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، بحران بیسابقهای در زیرساختهای هرمز ایجاد کرد و پیامدهای آن بازار انرژی و سیاست جهانی را تحت تأثیر قرار داد.
لذا با مرور این صحبتهای پوتین، برخی از جریانها و افراد غربزده باید به جای رؤیای تأیید شدن از سوی آمریکا، واقعیت جهان جدید را ببینند و نظام چندقطبی آینده با محوریت آسیا را بهتر درک کنند.