مسعود حنیفی: مراسم اعلام برنده نوبل ادبیات ۲۰۲۶ به زودی برگزار می‌شود. خبری اخیراً در رسانه‌ها پیچیده که محمود دولت‌آبادی در فهرست شانس‌های امسال در کنار چهره‌های سرشناس ادبیات جهان قرار دارد. طبق ادعای بنگاه شرط‌بندی بریتانیایی لادبروکس، دولت‌آبادی با جویس کارول اوتس و مریلین رابینسون هم‌رده شده و از استیون کینگ، جی. کی. رولینگ، آمیتاو گوش و لوئیز ادرک شانس بیشتری دارد.

این گزاره کاملاً مهمل و بی‌اساس است. بنگاه‌های شرط‌بندی هیچ معیار علمی و ادبی برای ارزیابی نویسندگان ندارند و صرفاً بر اساس سودآوری مالی نام‌ها را فهرست می‌کنند. علاقه عجیب و بی‌دلیل رسانه‌های ایرانی به این خبر کم‌اهمیت، نشان‌دهنده ذهن غرب‌گرای آنهاست. این رسانه‌ها تصور می‌کنند تأیید نهادهای غربی مایه افتخار است، ولی واقعیت چیز دیگری را نشان می‌دهد.

نویسندگان ایرانی اساساً نمی‌توانند نوبل بگیرند و دلیل آن به مسائل ادبی و همین‌طور بازار‌یابی آنها بازنمی‌گردد. دلیل اصلی این است که کشور ما به درستی عضو کنوانسیون برن نیست و قانون کپی‌رایت بین‌المللی را نپذیرفته است.

بسیاری از منتقدان داخلی حسرت می‌خورند که چرا آثار ما دیده نمی‌شود، در حالی که، آنها نمی‌دانند که نپذیرفتن کپی‌رایت یک انتخاب آگاهانه و استراتژیک برای حفظ منافع ملی است. پذیرش این قوانین استعماری آثار منفی بسیار زیادی در مقایسه با آثار مثبتش دارد و در کل نظام کپی‌رایت صرفاً انحصارطلبان و ناشران بزرگ غربی است که جریان دانش و فرهنگ را کنترل می‌کنند.

وقتی ما عضو کنوانسیون برن نیستیم، دانشجویان، پژوهشگران و مترجمان ما می‌توانند بدون پرداخت هزینه‌های گزاف به جدیدترین دستاوردهای علمی و ادبی جهان دسترسی داشته باشند که این، همان توسعه واقعی فرهنگی است.

اگر قرار بود هر نویسنده ایرانی برای کسب اعتبار به دنبال جایزه نوبل باشد، باید ابتدا فرهنگ بومی خود را تقویت می‌کرد، اما رسانه‌های ما به جای تحلیل ساختارهای جهانی نشر، اسیر رویاهای واهی شده‌اند. آنها با انتشار چنین شایعاتی از بنگاه‌های شرط‌بندی، سعی می‌کنند توجه مخاطب را از واقعیت‌های تلخ اقتصادی و فرهنگی دور نگه دارند.

دولت‌آبادی نویسنده بزرگی است و نیازی به تأیید قماربازان انگلیسی ندارد. در واقع، ارزش آثار او در ذهن خوانندگان ایرانی و مستقل نهادینه شده و ما نباید اجازه دهیم معیارهای یک سیستم سرمایه‌داری که خود بنیان‌گذار آن نیستیم، تعیین کند چه کسی شایسته تقدیر است یا چه کسی نیست.

در نهایت باید بپذیریم که نوبل ادبیات هرگز یک رویداد صرفاً ادبی نبوده و همیشه رنگ و بوی سیاسی و اقتصادی داشته است. عدم حضور ایران در کنوانسیون برن یک مانع حقوقی است که راه هرگونه تعامل رسمی با آکادمی سوئد را می‌بندد.

پس بهتر است به جای دل بستن به لیست‌های شرط‌بندی، به فکر ساختن زیرساخت‌های فرهنگی مستقل باشیم و از این بازی‌های رسانه‌ای فرساینده کاملاً فاصله بگیریم تا به عزت واقعی دست یابیم.