- نویسنده: علی نقدی
خبرگزاری ایسنا اخیراً از احتمال برگزاری کنسرت محسن نامجو خبر داده است. این خبر، پرده از یک شتابزدگی معنادار و پرسشبرانگیز برمیدارد. هنوز جوهر خبر بازگشت او به کشور خشک نشده و گردوغبار سالها لجنپراکنی علیه مقدسات و ارکان این ملت فرو ننشسته که گویا جریانی دستاندرکار شده تا با سرعتی غیرعادی، از این چهره نه تنها قباحتزدایی کند، بلکه صحنه رسمی کشور را در اختیار او بگذارد. این سراسیمگی برای روی سن فرستادن فردی با چنان کارنامه سیاهی، نشان از یک غفلت عمیق فرهنگی یا پروژهای تعمدی برای عادیسازی وقاحت دارد.
نامجو همان کسی است که زمانی با وقاحت تمام، آیات کلامالله مجید را دستمایه تمسخر و ابتذال قرار داد؛ همان که با شادمانی از داغ ملت و شهادت امام شجاع ما سخن گفت و سالها بذر خودتحقیری و تخریب هویت ملی را در اذهان پاشید. حال چه اتفاقی افتاده که صرف چند موضعگیری تاکتیکی علیه پادوهای پهلوی، عدهای را چنان ذوقزده کرده که میخواهند با بلیتفروشی و تریبون رسمی، گذشته او را بشویند؟
مرز میان مدارای اسلامی با وادادگی فرهنگی کجاست؟ بازگشت به کشور یک مسئله است و بخشیدن تریبون رسمی به کسی که هنوز حتی کمترین نشانهای از ندامت علنی و عذرخواهی رسمی از ملت شریف ایران بروز نداده، مسئلهای دیگر. برپایی کنسرت برای چنین عنصری، پیش از آنکه نمایش «تسامح» باشد، دهنکجی آشکار به خون شهدا، اعتقادات جامعه و احساسات جریحهدارشده میلیونها ایرانی مؤمن است.
این شتابزدگی بیجا حاصلی جز فروریختن استانداردهای اخلاقی و هنری کشور نخواهد داشت. نمیتوان با ژستهای روشنفکرانه و مواضع نیمبند ضدپهلوی، کارنامه سالها هتاکی را لاپوشانی کرد. توبه و بازگشت شروطی معنوی دارد که واردشده به روح جامعه و اعلام برائت است که نخستین آن، جبران خسارتهای شفاف از گذشته تاریک است؛ نه اینکه در چشمبرهمزدنی، استیج موسیقی کشور به پاداش مواضعی حداقلی، پیشکش فردی هتاک شود. افکار عمومی و جامعه مؤمن ایران این تطهیر شتابزده را برنمیتابد و اجازه نخواهند داد ارزشهای اصیل انقلاب در پای مصلحتاندیشیهای بیمایه قربانی شود.