- نویسنده: محسن پوردادفر
اکونومیست در تحلیلی کمسابقه، نه از احتمال کاهش حضور آمریکا، بلکه از پایان نقش واشنگتن بهعنوان معمار نظم خاورمیانه سخن میگوید. اعترافی مهم از سوی یکی از رسانههای اثرگذار غرب که نشان میدهد ایران، محاسبات راهبردی آمریکا را دگرگون کرده و عصر اداره خاورمیانه از پشت میزهای واشنگتن به پایان خود نزدیک شده است. تحولی که میتواند یکی از مهمترین پیامدهای جنگ اخیر باشد.
اکونومیست در این تحلیل، صرفاً از احتمال کاهش حضور آمریکا در خاورمیانه سخن نمیگوید بلکه حرف اصلی بسیار فراتر از این است. این تفاوتی اساسی با روایتهای برخی از افراد خودباخته دارد که هنوز، هر تحول منطقهای را با این فرض تحلیل میکنند که نهایتاً واشنگتن تصمیم میگیرد، دیگران اجرا میکنند و منطقه باید خود را با اراده آمریکا تطبیق دهد.
اکونومیست صریح مینویسد که آمریکا پس از سه جنگ، عملیات مخفی بیشمار و دورهای بیپایان دیپلماسی، تلاش برای تحمیل طرحهای خود را به پایان رسانده و از نقش «معمار» منطقه دست خواهد کشید. قرار نیست آمریکا یکشبه از خاورمیانه ناپدید شود اما یک اتفاق مهم در حال رخ دادن است. واشنگتن دیگر نمیتواند هزینه باختهای پیاپی در خاورمیانه را مانند گذشته بپردازد.
نشانهای که اکونومیست برجسته میکند، حتی از کاهش تعداد نیروها مهمتر است. آمریکا در ماجرای یمن، به جای ورود به جنگ در کنار عربستان علیه انصارالله، پشت سر متحد خود مذاکره کرده تا کشتیهای آمریکایی از حملات مصون بمانند.
جنگ ایران نیز این روند را عریانتر کرده است. جنگی که قرار بود با نمایش قدرت آمریکا، قواعد جدیدی را بر منطقه تحمیل کند، اکنون خود به عاملی برای بازنگری واشنگتن در میزان تعهداتش تبدیل شده است. موشک و پهپاد، پایگاههای متعدد آمریکا را به نقاط آسیبپذیر تبدیل کردهاند و هزینه حفظ این شبکه امنیتی، بیش از گذشته در برابر اهداف آن قرار گرفته است. این همان نقطهای است که برخی در ایران هنوز حاضر به دیدنش نیستند. مسئله، دل بستن به خروج آمریکا نیست. مسئله، شناخت یک واقعیت در حال وقوع است. اکونومیست تصریح کرد که آمریکا حتی اگر در جنگ با ایران به دستاوردهایی برسد، با منطقهای مواجه خواهد بود که دیگر بازگشت آن به وضعیت پیش از جنگ آسان نیست. و اگر نتواند اهدافش را محقق کند، این عقبنشینی با سرعت و فشار بیشتری همراه خواهد شد.
اکونومیست در نهایت تصویری از خلأ قدرت ارائه میکند. خلأیی که ایران، ترکیه و رژیم صهیونیستی را بهعنوان سه قدرت مهم منطقهای در برابر یکدیگر قرار میدهد. یعنی مسئله اصلی دیگر این نیست که آمریکا چه زمانی خاورمیانه را ترک میکند. مسئله این است که پس از پایان نقش آمریکا، چه کسی و با چه قواعدی نظم منطقه را شکل خواهد داد. و تنگه هرمز از آن دست اهرمهایی است که خودباختگان باید بدانند تعیینکننده قدرت منطقه غرب آسیا خواهد بود. حالا مسئله برای ایران، تماشای خروج آمریکا نیست بلکه استفاده از پایان این انحصار برای ساختن نظمی است که در آن، تهران یکی از تعیینکنندگان قواعد بازی باشد، نه موضوع تصمیم دیگران.