- نویسنده: محسن فرهمند
در یک سو، دولت آمریکا از «محاصره بنادر ایران»، کنترل تنگه هرمز و اعمال تحریمهای ثانویه علیه شرکتهای خارجی سخن میگوید و در سوی دیگر، مقامهای دولتی از آمادگی برای توافق، بازگشایی هرمز و ازسرگیری مذاکرات سخن میگویند. این تفاوت رویکرد، یک پرسش اساسی را پیش روی سیاست خارجی جمهوری اسلامی قرار میدهد: آیا باید برای رفع محاصره مذاکره کرد یا ابتدا باید قابلیت محاصره شدن را از میان برد؟
دونالد ترامپ روز شنبه پیشنهاد هفتروزه ایران برای بازگشایی تنگه هرمز را رد کرد. والاستریت ژورنال گزارش داده است که رئیسجمهور آمریکا ضمن رد پیشنهاد تهران، به دستیاران خود گفته است انتظار دارد حملات علیه ایران پس از انتخابات میاندورهای نوامبر از سر گرفته شود. ترامپ در واکنش به طرح ایران صراحتاً اعلام کرد: «من توافق آنها را رد میکنم.» این موضع زمانی اعلام شد که دولتمردان تلاش کرده بودند با ارائه یک نقشه راه هفتروزه، مسیر بازگشت به مذاکرات را فراهم کنند.
عراقچی، وزیر امور خارجه، درباره این پیشنهاد گفت ایران یک طرح «مشخص» هفتروزه به آمریکا ارائه کرده و اکنون تصمیم با واشینگتن است. رویترز به نقل از عراقچی گزارش داد: «ما یک طرح مشخص هفتروزه ارائه کردهایم و اکنون انتخاب با ایالات متحده است.» بر اساس طرح دولت، در صورت موافقت آمریکا، ابتدا اقدامات لازم برای کاهش فشارها انجام میشود، سپس تنگه هرمز در روز ششم بازگشایی خواهد شد و در روز هفتم مذاکرات برای دستیابی به توافق نهایی آغاز میشود. عراقچی نیز تصریح کرده است: «اگر در طرف آمریکایی جدیتی برای رسیدن به توافق و بازگشایی تنگه هرمز وجود داشته باشد، همه چیز آماده است.»
اما پاسخ واشینگتن، پذیرش طرح نبود؛ بلکه ترامپ آن را رد کرد چراکه طرف آمریکایی تصور میکند اهرم فشار در اختیار اوست و بنابراین میتواند پیشنهاد طرف مقابل را بپذیرد یا رد کند.
واشنگتن در حال تثبیت اهرم فشار
این تصور نیز صرفاً محصول ادبیات سیاسی ترامپ نیست. دولت آمریکا طی هفتههای گذشته مجموعهای از اقدامات را برای ایجاد محدودیت در مسیرهای ارتباطی و اقتصادی ایران به اجرا گذاشته است.
کاخ سفید پیشتر اعلام کرده بود که آمریکا کنترل تنگه هرمز را در اختیار گرفته است. در بیانیه رسمی کاخ سفید در ۲۸ اوت، از قول ترامپ آمده بود: «تنها کسی که اکنون کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد، نیروی دریایی آمریکاست.»
ترامپ حتی بار دیگر نقشهای از تنگه هرمز منتشر کرده که عنوان «تنگه ترامپ» بر آن درج شده بود؛ اقدامی که پس از رد پیشنهاد ایران صورت گرفت و به روشنی نشان میدهد ترامپ در حال تثبیت محاصره است.
محاصره دریایی؛ نقطه آغاز
رویترز در گزارش ۲۴ سپتامبر خود صراحتاً نوشت ایران در شرایطی قرار دارد که «با محاصره آمریکا علیه بنادر خود در دریا مواجه است.» این گزارش همچنین تأکید کرد که واشینگتن در حال گسترش دامنه تحریمها به شرکتهای کشورهای ثالثی است که با شرکتهای ایرانی همکاری میکنند. به بیان بهتر، واشینگتن تلاش میکند محیط پیرامونی ایران را نیز به بخشی از سازوکار محاصره تبدیل کند.
حلقه دوم؛ آسمان ایران
این سیاست در حوزه هوانوردی نیز آشکار شده است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در توضیح سیاست جدید واشینگتن اعلام کرده است شرکتها و فرودگاههایی که به هواپیماهای ایرانی خدمات ارائه کنند، با خطر تحریم مواجه خواهند شد. او درباره خدماتی مانند سوخترسانی، خدمات فرودگاهی و فروش بلیت هشدار داده و گفته بود: «اگر به آنها سوخت بدهید، خدمات فرود ارائه کنید یا برای آنها بلیت بفروشید، از نظام دلاری خارج خواهید شد.»
رویترز گزارش داده است که پس از پایان ضربالاجل آمریکا، پروازهای شرکتهای ایرانی به کشورهای منطقه از جمله امارات و عمان متوقف یا لغو شد. الجزیره نیز گزارش داده است که محدودیتهای جدید علاوه بر امارات و عمان، بر ارتباطات هوایی ایران با عراق، جمهوری آذربایجان و گرجستان نیز اثر گذاشته و شمارى از مسیرهای هوایی ایران به کشورهای مختلف متوقف شدهاند. در واقع، واشینگتن تلاش میکند فشار را از مرزهای ایران عبور دهد و به محیط پیرامونی کشور منتقل کند.
مسیرهای زمینی را نباید نادیده گرفت
هرچه فشار بر مسیرهای دریایی و هوایی افزایش پیدا کند، اهمیت مسیرهای زمینی بیشتر خواهد شد. گزارشهای اخیر از حرکت بخشی از مسافران و تجارت ایران به سمت مسیرهای زمینی و افزایش فشار بر گذرگاههای مرزی حکایت دارد.
طبیعی است هر مسیر جایگزینی که بتواند امکان تنفس اقتصادی و ارتباطی ایران را حفظ کند، اهمیت بیشتری پیدا میکند و طبیعتاً در معرض فشار بیشتری قرار خواهد گرفت. از این منظر، سخن گفتن از احتمال حرکت فشار آمریکا به سمت مسیرهای زمینی، هشداری درباره آینده روند کنونی است.
باز هم خطای محاسباتی
خطای محاسباتی آنجاست که تهران، به جای تمرکز بر خنثی کردن اهرم محاصره آمریکا، بخش مهمی از ظرفیت دیپلماتیک خود را صرف ارائه طرحی برای رفع همان محاصره کند. عراقچی میگوید: «اگر طرف آمریکایی برای رسیدن به توافق و بازگشایی تنگه هرمز جدیت داشته باشد، همه چیز آماده است.» اما ترامپ در سوی مقابل پاسخ داده است که این توافق را قبول ندارد. راه برونرفت از این وضعیت، تعطیل کردن دیپلماسی نیست؛ بلکه تغییر نسبت میان دیپلماسی و قدرت است.
مذاکرهکنندگان باید به جای آنکه بازگشایی هرمز را به یک موضوع باجدهی به آمریکا تبدیل کنند، باید بر محاصرهشکنی تمرکز داشته باشند. تقویت کریدورهای زمینی، توسعه مسیرهای تجاری با همسایگان، استفاده از ظرفیت چین و روسیه، تقویت بنادر و ناوگان تجاری، ایجاد سازوکارهای مالی مستقل، توسعه مسیرهای هوایی جایگزین، کاهش وابستگی به خدماتی که تحت سلطه نظام مالی آمریکا قرار دارند و حتی اقدام نظامی تهاجمی، اجزای یک سیاست واقعی محاصرهشکنی هستند.