• نویسنده: مسعود حنیفی

رامبد جوان به تازگی در اظهاراتی عجیب مدعی شده است بازرگانی سازمان صداوسیما شبیه دیوانه‌خانه است و افرادی که محتوای رسانه ملی را سانسور می‌کنند دچار مشکلات حاد جنسی هستند. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که در مواجهه با این ادعاها چند نکته اساسی وجود دارد که نباید از کنار آن‌ها به سادگی عبور کرد. ابتدا باید دقت داشت که رامبد جوان از هیچ جایگاه علمی یا اجتماعی برای تشخیص و تجویز مشکل جنسی دیگران برخوردار نیست و چنین ادعاهایی هیچ مبنای علمی ندارد. اما اگر فرض را بر این بگذاریم که این ادعاها صرفاً درد دل ساده کارگردان «قانون مورفی» با مخاطب است، باید به لایه‌های پنهان آن نیز توجه کنیم. زیرا جوان با طرح این مسائل در واقع خود را در زنجیره مخالفان ریاست فعلی سازمان صداوسیما تعریف می‌کند و سعی دارد که به سهم خودش مانع از ادامه فعالیت پیمان جبلی در رأس رسانه ملی شود؛ او می‌داند که حتی اگر امکان تقابل مستقیم با ساختار را نداشته باشد، با حفظ این مرزبندی سعی می‌کند برگه‌اش را برای بازی در میان زنجیره مخالفان مدیریت فعلی تلویزیون حفظ کند. بر همین اساس باید با بدبینی تمام به ماهیت پروژه‌ای بودن این اظهارات توجه کرد. در واقع، بازگویی چنین حرف‌هایی را نمی‌توان صرفاً یک اظهارنظر ساده دانست، زیرا قطعاً پشت پرده آن طراحی‌های رسانه‌ای نهفته است.
سوای این مسئله، پیش از این نیز مهراب قاسم‌خانی اعتراف کرده بود که در مسیر ساخت سریال پاورچین و تعدادی دیگر از آثار تلویزیونی آگاهانه از خطوط قرمز صداوسیما عبور می‌کردند تا به نوعی مسائل و حواشی جنسی را در قالب برنامه بازتاب دهند. این اعتراف نشان می‌دهد مواجهه ناظران رسانه ملی با این طیف از برنامه‌سازان به‌جا بوده و بی‌راه نبوده است. در واقع این اعترافات پرده از راهبردی پنهان برمی‌دارد که هدف آن تزریق تدریجی هنجارهای مغایر با فرهنگ بومی به بدنه رسانه ملی است. این رویکرد نشان می‌دهد برخی هنرمندان با تکیه بر شهرت خود سعی در عادی‌سازی مفاهیم مغایر با ارزش‌های جامعه دارند. آن‌ها می‌خواهند با ایجاد حاشیه، توجه‌ها را از محتوای اصلی منحرف کنند. در چنین شرایطی وظیفه نهادهای نظارتی بسیار سنگین‌تر می‌شود. صداوسیما به‌عنوان رسانه ملی وظیفه دارد از حریم فرهنگی خانواده‌ها محافظت کند و اجازه ندهد سلیقه‌های شخصی برنامه‌سازان بر خط‌مشی کلان سازمان غلبه پیدا کند. وقتی مجری به جای ارتقای کیفیت اثر به تخریب نهادهای نظارتی روی می‌آورد، نشان می‌دهد دغدغه او هنر نیست و صرفاً مانوری رسانه‌ای برای فرار رو به جلو است.