- نویسنده: محسن فرهمند
دیپلماسی ذلتبار دیگر در حال باز کردن مسیر جنگ است. عباس عراقچی طرح هفتروزهای برای بازشدن تنگه هرمز و از سرگیری مذاکرات هستهای به آمریکا پیشنهاد کرده و منتظر پاسخ است. پزشکیان در گفتوگو با فاکس نیوز، رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصد، قبول کردن بازرسی از تاسیسات بمبارانشده را اعلام کرد. این مواضع در حالی مطرح میشود که پس از دو دور مذاکره فریبنده و جنگی که تا شهادت رهبری انقلاب پیش رفت، دیدار سوم با ویتکاف و کوشنر برگزار شده است. نتیجه یک سالونیم گذشته، دو جنگ، گستاختر شدن ترامپ و نتانیاهو و از دست رفتن اهرم هرمز در ازای محاصره دریایی بوده است.
در روزهایی که ترافیک سنگین انتقال تجهیزات، ادوات و سلاح از پایگاههای آمریکایی و اروپایی به کشورهای حوزه غرب آسیا و خلیج فارس شدت گرفته، مقامات ایرانی بار دیگر مسیر دیپلماسی ذلت را در پیش گرفتهاند.
فرناز فصیحی، خبرنگار نیویورک تایمز که در ماههای اخیر در چندین مقاله شایعات دروغی را عمدتاً علیه مخالفان حسن روحانی و محمدجواد ظریف مطرح کرده بود، در آخرین رپورتاژ خود برای جریان برجامی مدعی شده بود که پاسخ قانونی ایران به راهاندازی کریدور آمریکایی در تنگه هرمز در تیرماه، خودسرانه و بدون هماهنگی با شورای عالی امنیت ملی و سپاه پاسداران بوده است. حالا همین خبرنگار در توئیتی تازه نوشته است که عراقچی، وزیر امور خارجه، به وی گفت: «ایران طرحی هفتروزه به ایالات متحده پیشنهاد داده که به پایان خصومتها، بازگشایی تنگه هرمز و آغاز فوری مذاکرات جامع هستهای منجر میشود و تهران منتظر پاسخ واشینگتن است.»
شبکه خبری انبیسی نیز جزئیات بیشتری را از زبان عراقچی منتشر کرده است. به نوشته این شبکه، «طرحی از طریق میانجیها در مذاکرات این هفته به مقامات آمریکایی ارائه شده که در صورت موافقت آمریکا، تنگه هرمز در پایان هفت روز باز خواهد شد و مذاکرات از سر گرفته میشود». عراقچی تأکید کرده که «این طرح میتواند به محض موافقت آمریکا آغاز شود و شرایطی که از واشینگتن خواسته شده، چیزی جدید نیست و بیشتر از آنچه در توافق اسلامآباد وجود داشت و رئیسجمهور آمریکا آن را امضا کرد، نیست.» او اشاره کرده که یکی از شروط این طرح، پذیرش مسیر ترانزیت دریایی از تنگه هرمز توسط آمریکاست که ایران و عمان بر آن توافق کردهاند.
سیل مواضع اشتباه دولت
این مواضع به شدت نابهجا و نسنجیده در حالی بیان میشود که مسعود پزشکیان نیز در گفتوگو با فاکس نیوز نشان داد سخنان نسبتاً و با اغماض قابل قبول او در مجمع عمومی سازمان ملل، تنها یک استثنا خوب در سیل مواضع و تفکرات اشتباه وی بوده است. پزشکیان به سرعت به تنظیمات کارخانه و آنچه ظریف و طیف برجامی برای او دیکته کردهاند و مورد قبول خود او نیز هست، بازگشت. او در مواضعی عجیب مدعی قبول انتقال یا رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصد و بازرسی از سایتهای هستهای ایران شد و تصویری واداده از کشور ارائه داد که خلاصه تماماً آن جز این جملات نقل به مضمون نیست؛ قبل از انتخابات بیایید توافق کنیم؛ شرایطمان خیلی بد و بیسابقه است؛ اورانیوم را رقیق (نابود) میکنیم؛ هر نظارتی لازم است بیایید انجام دهید؛ ما دنبال کشتن ترامپ نبوده و نیستیم؛ تمایل دارم با گفتوگو و تفاهم جلو برویم و شما را راضی کنیم.
جدای از این سخنان پزشکیان، نفس دیدار عراقچی با استیو ویتکاف و کوشنر برای سومین بار، پس از دو دور مذاکره فریبنده و سپس جنگی که تا ترور نفر اول کشور و رهبری انقلاب نیز پیش رفت، مورد نقد جدی ملت ایران قرار گرفته است. پیگیری اخبار و روند جاری علاوه بر تمام ضعفهای بیشمار عراقچی و تیمش، نکته جدیدی را به ذهن متبادر میکند: حتی یک قدم عقبنشینی بیشتر نسبت به تفاهم اسلامآباد. تفاهمی که ترامپ تنها به چشم فریب دادن مسئولان ایرانی به آن مینگریست و بارها آن را کاغذپاره خواند. حالا صحبت از بازگشایی تنگه هرمز و از دست دادن این اهرم ارزشمند در ازای محاصره دریایی و بدتر از آن شروع مجدد مذاکره هستهای است؛ مذاکرهای که دقیقاً همان چیزی است که طرف مقابل برای خلع سلاح ایران و رفع آخرین نگرانی خود پیش از حمله اتمی به ایران میخواهد.
صدای پای جنگ مجدد
اگر این اخبار را در کنار ترافیک سنگین انتقال تجهیزات و سلاحها از پایگاههای آمریکایی و اروپایی به منطقه بگذاریم، تصویر روشنی به دست میآید: دور جدید جنگ بار دیگر در سایه دیپلماسی التماسی که توسط پزشکیان، عراقچی و قالیباف در حال اجراست، قریبالوقوع به نظر میرسد. نتیجه این مسیر در طول یک سالونیم گذشته دو جنگ تمامعیار، گستاختر شدن دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو و شهادت رهبری انقلاب شهید سیدعلی خامنهای بوده است. دیپلماسی که به جای استفاده از اهرمهای قدرت، آنها را یکییکی واگذار میکند، نه تنها به صلح نمیانجامد، بلکه دشمن را تشویق به پیشروی بیشتر میکند.
تجربه برجام و سپس توافق اسلامآباد نشان داد که طرف مقابل هر بار پس از گرفتن امتیاز، تعهدات خود را زیر پا میگذارد و ایران را در موقعیت ضعیفتری قرار میدهد. اکنون نیز با پیشنهاد بازگشایی هرمز در ازای مذاکره، عملاً کارت اصلی فشار ایران در خلیج فارس را پیشاپیش روی میز گذاشتهاند. این در حالی است که ملت ایران پس از تحمل هزینههای سنگین دو جنگ اخیر، انتظار ایستادگی و استفاده هوشمندانه از اهرمها را دارد، نه تسلیم تدریجی تحت عنوان دیپلماسی. پزشکیان و تیم همراهاش با بازگشت سریع به ادبیات وادادگی، ثابت کردهاند که خط اصلی سیاست خارجیشان همچنان همان خطی است که ظریف، روحانی و جریان برجامی دیکته میکنند. دیدارهای مکرر با میانجیهایی که سابقه فریب دارند و پیشنهادهایی که هر بار یک گام عقبتر از قبلی است، تنها سیگنال ضعف به دشمن میفرستد. در شرایطی که انتقال تسلیحات به منطقه شتاب گرفته، این سیگنال میتواند جرقه دور سوم درگیری را روشن کند؛ جنگی که این بار نیز در سایه دیپلماسی ذلت آغاز خواهد شد و هزینه آن را دوباره مردمی خواهند پرداخت که این افراد به آنان وعده توقف جنگ و آرامش را داده بودند.