نویسنده: محسن فرهمند

شامگاه سه‌شنبه تا صبح چهارشنبه را نمی‌توان یک شب معمولی در جنگ ایران و آمریکا تلقی کرد. در این بازه، چند اتفاق مهم به‌صورت زنجیره‌ای رخ داد که کنار هم گذاشتن آنها تصویری متفاوت از معادله نبرد ارائه می‌کند؛ تصویری که در آن، ابتکار عمل صرفاً در اختیار طرف آمریکایی نیست و تهران نیز در حال آزمودن سطوح جدیدی از پاسخ و فشار است.

یکی از مهم‌ترین تحولات، اعلام سپاه درباره شکار یک زیرسطحی هوشمند و بدون سرنشین آمریکایی در ورودی تنگه هرمز بود. نیروی دریایی سپاه اعلام کرد این سامانه در یک عملیات پیچیده اشراف اطلاعاتی و عملیاتی به دام افتاده است.

**نفتکش‌ها؛ جایی که پاسخ باید تغییر کند

ساعاتی بعد، جنگ نفتکش‌ها وارد مرحله‌ای تازه شد. مقام‌های آمریکایی ایران را به هدف قرار دادن کشتی‌های جنگی آمریکایی متهم کردند و متعاقب آن، گزارش‌هایی درباره حمله به نفتکش‌های ایرانی منتشر شد.

سنتکام اعلام کرد در هشتم سپتامبر پنج نفتکش ایرانی را هدف قرار داده است. استمرا جنگ نفتکش ها از سوی آمریکا این نکته را برجسته تر ساخت که سیاست خارجی باید از سطح واکنش‌های مقطعی عبور کند. اگر آمریکا رسماً یا عملاً راهبردی را دنبال کند که هدف آن ضربه به شریان نفتی ایران و افزایش هزینه صادرات باشد، پاسخ تهران نمی‌تواند صرفاً در قالب بیانیه باقی بماند.

*از نفتکش تا پایگاه؛ معادله باید عوض شود

اگر نفتکش ایرانی هدف قرار می‌گیرد، پاسخ صرفاً به یک هدف کم‌ارزش محدود نمی‌تواند شود. نفتکش، بخشی از زیرساخت اقتصادی کشور است و ضربه به آن، مستقیماً بخشی از ظرفیت درآمدی ایران را هدف می‌گیرد. بنابراین پاسخ باید در سطحی باشد که محاسبه هزینه ـ فایده واشنگتن را تغییر دهد.

در همین چارچوب، پس از حملات آمریکا به نفتکش‌های ایرانی، ایران یکی از بزرگ‌ترین موج‌های موشکی خود را حتی در مقایسه با مقاطع جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه علیه مواضع آمریکا در منطقه اجرا کرد.که نکته ویژه آن نشان دادن فعال بودن تمام پایگاه های موشکی کشور پس از بمباران های سنگین آمریکا و اسرائیل بود.

تصاویر منتشرشده از شلیک انبوه موشک‌های سوخت جامد خیبرشکن و موشک‌های سوخت مایع خانواده قدر و عماد، از جمله برخی موشک‌ها با سرجنگی خوشه‌ای، نشان‌دهنده تغییر سطح حمله بود. طبق اعلام سپاه، پایگاه هوایی موفق‌السلطی در منطقه الازرق اردن نیز هدف قرار گرفت و آشیانه تعمیر و نگهداری، آماده‌سازی و محل استقرار جنگنده‌های F-15، F-16 و F-35 و شیلترهای جنگنده‌ها مورد اصابت قرار گرفت.گمانه زنی ها همچنین حاکی از حملات به پایگاه های آمریکایی در عقبه و در مرز اردن و فلسطین اشغالی است.

نکته قابل توجه، فعال شدن گسترده شبکه پدافندی آمریکا بود. به‌کارگیری تعداد قابل توجهی رهگیر تاد و پاتریوت نشان می‌دهد واشنگتن ناچار شده برای حفاظت از زیرساخت‌های مهم خود که از سرتاسر خاورمیانه به اردن منتقل شده ، هزینه دفاعی قابل توجهی متحمل شود. با این حال، طبق گزارش‌های منتشرشده، شماری از موشک‌های ایرانی از این لایه دفاعی عبور کرده و به اهداف خود اصابت کردند.

**اردن؛ یک نقطه مهم در محاسبه آمریکا

فعال شدن سامانه‌های آمریکایی در اردن نیز از منظر راهبردی قابل توجه است. این اتفاق بار دیگر اهمیت زیرساخت‌های نظامی آمریکا در کشورهای منطقه را برجسته می‌کند. اگر واشنگتن از خاک و پایگاه‌های کشورهای منطقه برای عملیات علیه ایران استفاده کند، طبیعی است که این پایگاه‌ها دیگر نمی‌توانند در محاسبات تهران صرفاً «تأسیسات کشور میزبان» تلقی شوند.

از سوی دیگر، گزارش وال‌استریت ژورنال درباره یک موج حمله اعلام‌نشده ایران به کشتی‌های نیروی دریایی آمریکا در شمال دریای عرب نیز حائز اهمیت است. این گزارش مدعی شده ایران روز دوشنبه به کشتی‌های نیروی دریایی آمریکا حمله کرده؛ حمله‌ای که در آن زمان از سوی ارتش آمریکا تأیید نشده بود. همین گزارش از نگرانی مقام‌های آمریکایی درباره استفاده ایران از سلاح‌های پیشرفته‌تر و احتمال دریافت کمک فناورانه از چین یا روسیه خبر داده است.

در بخش دیگری از تحولات، سپاه اعلام کرد در پاسخ به حمله آمریکا به پنج نفتکش ایرانی، دو شناور آمریکایی و هشت نفتکش را در منطقه هدف قرار داده و همچنین با ۱۰ کشتی متخلفی که قصد عبور از منطقه ممنوعه و ناایمن تنگه هرمز را داشتند، برخورد کرده است. همچنین سپاه از حمله موشکی به ناوشکن‌های آمریکایی دلبرت بلک و جان پال جونز خبر داده است و روز چهارشنبه رسانه ها از هدف قرار گرفتن یک نفتکش آمریکایی در بصره خبر داد. تمام این تحولات این نتیجه مهم را برای دستگاه سیاست خارجی دارد که نباید اجازه داد آمریکا سطح درگیری را تعیین کند و ایران صرفاً درباره نحوه پاسخ تصمیم بگیرد. اگر واشنگتن نفتکش را هدف می‌گیرد، اگر از پایگاه‌های منطقه‌ای علیه ایران استفاده می‌کند و اگر فشار اقتصادی را با اقدام نظامی پیوند می‌زند، تهران نیز باید هزینه‌های راهبردی این سیاست را برای آمریکا افزایش دهد.

آنچه در ۲۴ ساعت گذشته رخ داد، نشان داد ابزارهای فشار آمریکا هرچقدر هم متنوع باشند، در برابر پاسخ متقابل، بدون هزینه نیستند. اکنون مسئله اصلی سیاست خارجی این است که این واقعیت میدانی را به یک دکترین روشن بازدارندگی تبدیل کند؛ دکترینی که در آن حمله به نفت ایران، پایگاه‌های مهاجم و زیرساخت‌های پشتیبان حمله را وارد محاسبه کند و اجازه ندهد واشنگتن تصور کند می‌تواند جنگ را یک‌طرفه مدیریت کند.نفت اکنون در سایه تنش های روزهای اخیر به 101 دلار رسیده است.