• نویسنده: پدرام حسینی

مسئله مهم‌تر آن است که راهبرد فشار خارجی، تحریم و نبرد نظامی، در کنار فعال‌سازی ظرفیت‌های داخلی دنبال می‌شود؛ راهبردی که دستگاه‌های امنیتی و نظامی کشور و نهاد عالی تصمیم گیر یعنی شعام باید آن را جدی و پیش‌دستانه رصد کنند.

جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق دونالد ترامپ، در گفت‌وگویی با فاکس‌نیوز صراحتاً از ضرورت آغاز ارتباط با مخالفان داخلی ایران سخن گفته و حتی از «تأمین پول، ابزار ارتباطی و سلاح» برای آنان پرسیده است. او همچنین بر ارتباط دوباره با کردها تأکید کرده و گفته است آمریکا باید از همین حالا مخالفان را آماده کند تا طی ۶۰ روز آینده از داخل ایران فشار ایجاد شود. این اعتراف نشانگر این است که در سایه برخی سخنان، مواضع و ناکارآمدی های دولتی به قصد ناراحت کردن ملت ایران، دشمن مجددا به پروژه آشوب امید پیدا کرده است.

بولتون در دولت اول ترامپ به عنوان یکی از تندروترین چهره‌های سیاست خارجی آمریکا شناخته می‌شد؛ اما در دولت دوم ترامپ، با توجه به حضور چهره‌هایی مانند پیت هگست، مارکو روبیو و اسکات بسنت، جایی در ساختار دولت پیدا نکرد. با این حال، حذف بولتون از دولت به معنای حذف نگاه او نیست. اتفاقاً سخنان او نشان می‌دهد بخش مهمی از جریان محافظه‌کار و جمهوری‌خواه آمریکا، اگرچه ممکن است از سطح بی‌سابقه تصمیمات دیوانه وار ترامپ درباره ایران متعجب باشند، در اصل هدف یعنی تضعیف ایران و تغییر موازنه از درون با یکدیگر اختلاف بنیادین ندارند.

دشمن ظاهراً می‌خواهد شکست برخی پروژه‌های قبلی را با نسخه‌ای ترکیبی جبران کند؛ فشار اقتصادی و جنگ نظامی از بیرون و تحریک شکاف‌های اجتماعی و سازمان‌دهی شبکه‌های تروریستی خشونت‌طلب از درون. تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده است که گروه‌های تجزیه‌طلب مسلح، به‌ویژه در مناطق مرزی، می‌توانند در چنین سناریویی به ابزار فشار تبدیل شوند.

بنابراین دستگاه‌های امنیتی نباید منتظر آشکار شدن یک طرح کامل بمانند. رصد ارتباطات مالی و سازمانی مشکوک، کنترل هوشمند مرزها، مقابله با قاچاق سلاح، شناسایی شبکه‌های آموزش و پشتیبانی عملیاتی و قطع مسیرهای تأمین مالی باید پیش از تبدیل شدن تهدید به بحران انجام شود.

بولتون در این اعتراف خود ناخواسته فریاد میزند که برنامه فقط فشار از بیرون نیست؛ آنها روی «داخل» حساب باز کرده‌اند. پاسخ مؤثر نیز جلوگیری از اقدامات نسنجیده توسط دولت از جمله گران سازی زندگی مردم، هوشیاری، انسجام اجتماعی، حفاظت از مرزها و خنثی‌سازی سریع شبکه‌های تروریستی خشونت‌طلب پیش از آن است که فرصت سازمان‌یابی پیدا کنند.