نویسنده: محسن پوردادفر
اولین جلسه کمیته راهبردی سیاسی و دفاعی توافق مکه با حضور وزرای دفاع و خارجه و فرماندهان نظامی سه کشور در استانبول برگزار شده است. اکنون اصلی این است که آیا این توافق واقعاً قرار است جایگزین چتر امنیتی آمریکا شود؟
استقبال ترامپ از توافق مکه، پاسخ روشنی به این پرسش نمیدهد، اما دستکم نشان میدهد واشنگتن آن را تهدیدی برای نظم امنیتی مطلوب خود نمیبیند.
یکی از گمانهزنیهای مهم درباره چرایی شکلگیری این توافق، به هزینههای هنگفت آمریکا برای حفظ حضور نظامی و امنیتی در کشورهای عربی و در عین حال، تردیدهای ایجادشده درباره توان واقعی واشنگتن برای دفاع از متحدانش بازمیگردد.
جنگ اخیر نشان داد استقرار پایگاههای آمریکایی در منطقه لزوماً به معنای مصونیت کشورهای میزبان نیست. هدف قرار گرفتن پایگاههای آمریکا، میادین انرژی و زیرساختهای کشورهای منطقه، این تصور را که واشنگتن میتواند در هر شرایطی امنیت متحدان خود را تضمین کند، بهشدت متزلزل کرد. طبیعی است که کشورهای منطقه پس از چنین تجربهای به دنبال سازوکارهای مکمل یا جایگزین باشند.
ممکن است برخی تلاش کنند توافق مکه را صرفاً به دلیل در نظر گرفتن رژیم صهیونیستی در معادلات امنیتی منطقه، اقدامی علیه تلآویو و در نتیجه علیه سیاستهای آمریکا معرفی کنند. چنین برداشتی نیز نیازمند احتیاط است. قرار گرفتن مسئله رژیم صهیونیستی در محاسبات امنیتی کشورهای منطقه الزاماً به معنای اتخاذ سیاستی متضاد با واشنگتن نیست. بهویژه آنکه آمریکا همچنان مهمترین حامی نظامی و سیاسی رژیم صهیونیستی محسوب میشود.
آنچه اهمیت دارد این است که توافق مکه در نهایت قرار است چه میزان از وابستگی امنیتی کشورهای منطقه به آمریکا را کاهش دهد. اگر این پیمان صرفاً به تقسیم هزینههای امنیتی، افزایش توان نظامی متحدان واشنگتن و ایجاد سازوکاری برای مدیریت سیاستهای منطقهای آمریکا منجر شود، نمیتوان آن را شکستی برای آمریکا دانست.
واقعیت این است که جنگ اخیر بیش از آنکه پایان نفوذ آمریکا در منطقه را رقم زده باشد، ضعف چتر امنیتی این کشور را آشکار کرده است. توافق مکه اگر قرار است واقعاً نقطه عطفی باشد، باید از مرحله بازتوزیع مسئولیتهای امنیتی عبور کرده و به استقلال واقعی کشورهای منطقه منجر شود؛ وگرنه واشنگتن از آن بهعنوان راهی برای کاهش هزینههای حضور مستقیم خود و واگذاری بخشی از بار امنیتی منطقه به متحدانش استقبال کند.